السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

120

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

و نيز از آن حضرت نقل شده كه : وقتى خداوند تعالى هلاكت قوم نوح را اراده فرمود ، چهل سال زنان و مردان آن قوم را عقيم نمود ، بطورى كه هيچ فرزندى ميانشان به دنيا نيايد و وقتى كه ساخت كشتى به اتمام رسيد خداوند به نوح وحى كرد كه آنها را به زبان سريانى ندا دهد ، همه چهارپايان و حيوانات حاضر شدند ، آن وقت از هر جنس يك زوج نر و مادّه را وارد كشتى نمود و مجموع انسانهايى كه به او ايمان آورده بودند هشتاد مرد بودند و در همين رابطه خداى تعالى فرمود : ( از هر صنف يك زوج را سوار بر كشتى نما [ 1 ] ) و محل ساخت كشتى در مسجد كوفه فعلى بود و آن روزى كه خداوند ارادهء هلاكت آنها را نمود همسر نوح در محل تنور ( فار التنّور ) در مسجد كوفه مشغول پخت نان بود و نوح ( ع ) همه حيوانات را با غذايى كه احتياج دارند در كشتى جمع نموده بود و وقتى كه آب از تنور جوشيدن گرفت ، همسر نوح فرياد كشيد و نوح بسوى تنور آمد و با مقدارى گل روى تنور را پوشانيد و آن را بست تا وقتى كه همهء مؤمنان و ازواج حيوانات سوار كشتى شدند ، آنگاه به سمت تنور رفت و آن گل و مهر را برداشت ، در اين موقع خورشيد تيره و تار شد و باران سيل آسا از آسمان باريدن گرفت و چشمه‌هاى زمين جوشيد ، آن وقت خداى متعال امر كرد كه سوار كشتى شويد ، و موج آب كشتى را مىچرخاند ، در اين وقت چشم نوح ( ع ) به پسرش افتاد كه سوار كشتى نشده ، فرمود : ( اى پسرم همراه ما سوار كشتى بشو و با كافران نباش [ 2 ] ) امّا پسر گفت : من به زودى به كوهى پناه مىبرم و آن مرا از آب حفظ مىكند [ 3 ] ) نوح به او فرمود : ( امروز هيچ پناهى از امر خدا نيست ، جز آن كس كه خدا به او رحم كند [ 4 ] ) در همين اثناء پسر نوح كه به بالاى كوه رفته بود در شرف غرق شدن قرار گرفت و نوح عرضه داشت ( پروردگارا پسر من از خانوادهء من است و وعدهء تو به حقّ است [ 5 ] ) امّا خداوند تعالى فرمود : اى نوح ( اين پسر از خانوادهء تو نيست ، او عملى غير صالح است [ 6 ] ) ، در همين وقت موجى ميان آنها حائل شد و آن پسر غرق گرديد .

--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 40 . [ 2 ] سوره هود ، آيه 42 . [ 3 ] سوره هود ، آيه 43 . [ 4 ] سوره هود ، آيه 43 . [ 5 ] سوره هود ، آيه 45 . [ 6 ] سوره هود ، آيه 46 .